تبلیغات
Best In The World - ..: زود قضاوت نکنیــم :..
Best In The World
Always Keep The Faith
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
..: زود قضاوت نکنیــم :..


پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی پزشک با عجله راهی بیمارستان شد و پس از اینکه جواب تلفن را داد،
 بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد...

او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود.

به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: 
چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟ 
مگر نمیدانی زندگی پسر من در خطر است؟ 
مگر تو احساس مسئولیت نداری؟

پزشک لبخندی زد و گفت : 
متأسفم من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی، هرچه سریعتر خودم را رساندم و اکنون امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم ...

پدر با عصبانیت گفت :
 آرام باشم؟!
 اگر پسر خودت همین حالا توی همین اتاق بود آیا تو میتوانستی آرام بگیری؟ 
اگر پسر خودت همین حالا میمرد چکار میکردی؟!!

پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: 
من جوابی را که در کتاب مقدس انجیل گفته شده میگویم : 
از خاک آمده ایم و به خاک باز می گردیم شفادهنده یکی از اسم های خداوند است ...

پزشک نمیتواند عمر را افزایش دهد ! 
برو و برای پسرت از خدا شفاعت بخواه ما بهترین کارمان را انجام می دهیم به لطف و امید خدا ...

پدر زیر لب غرغر کنان گفت :
 نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آنان نیستیم آسان است!!!

عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد : 
خدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد ...

و بدون اینکه منتظر جواب پدر شود با عجله و در حالیکه بیمارستان را ترک می کرد گفت : 
اگر شما سؤالی دارید از پرستار بپرسید !

پدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک دید گفت : 
چرا او اینقدر متکبر است؟! 
نمیتوانست چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرم ازش سؤال کنم؟!

پرستار در حالیکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : 
پسرش دیروز در یک حادثه ی رانندگی مرد.
 وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم او در مراسم تدفین بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عجله اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند




نوع مطلب : داستان های کوتاه و تأثیر گذار، 
برچسب ها : داستان های کوتاه، خدا، داستان های تامل برانگیز، داستان های زیبا، داستان های آموزنده، زود قضاوت نکنیم، داستان درمورد زود قضاوت کردن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 8 مهر 1394
جمعه 11 فروردین 1396 03:18 ق.ظ
Somebody necessarily assist to make severely posts I would
state. This is the first time I frequented your website page and so
far? I amazed with the analysis you made to create this actual publish amazing.

Magnificent process!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

ジェジュンセット